혼자인 것만 같은 날들이 참 많기도 해
다 안다고 생각했던 것들이
낯설어지기도 하고
이 어둠 속이 익숙해질 때쯤 나 알게 됐어
혼자인 것만 같은 날들이 참 많기도 해
다 안다고 생각했던 것들이
낯설어지기도 하고
이 어둠 속이 익숙해질 때쯤 나 알게 됐어
나처럼 빛을 기다리는 많은 것들이
늘 함께였다는 걸
[Chorus]
안아주고 싶어
어둠에 지친 모든 걸 내가
알아주고 싶어
누구나 가진 내일을
이렇게 가끔은 멈춰가도 돼
쉬어도 돼
마음에 비가 내려도
When this rain stops
그냥 다시 웃으면 돼
[Verse 2]
한 걸음 느려진 후에야
볼 수 있었던 많은 것들
가려진 그곳
그 안에 나만을 기다려준
많은 목소리들
[Pre-Chorus]
너의 모든 게 빛나고 있어
한 번 더 내게 말해주면
정말 다시 그렇게 될 것만 같아
[Chorus]
안아주고 싶어
어둠에 지쳤던 나를 이제
알려주고 싶어
내가 가진 모든 것을
이렇게 가끔은 멈춰간대도
쉬어가도
내 안에 내가 있다면
When this rain stops
그냥 다시 숨 쉬면 돼
[Bridge]
잠시 멀어진 거리만큼
내가 다시 뛰어가면 돼
이제 나 다시 한 번 날 들려주기 위해
Breathe again, oh no
[Chorus]
Oh 널 알아주고 싶어
누구나 가진 내일을
이렇게 가끔은 멈춰가도 돼
쉬어도 돼
마음에 비가 내려도
When this rain stops
그때 다시 웃으면 돼
Maеume biga naeryeodo
When this rain stops
Geunyang dasi useumyeon dwae
Han georeum neuryeojin hueya
Bol su isseotdeon maneun geotdeul
Garyeojin geugot
Geu ane namaneul gidaryeojun
Maneun moksorideul
Neoui modeun ge binnago isseo
Han beon deo naege malhaejumyeon
Jeongmal dasi geureoke doel geonman gata
Anajugo sipeo
Eodume jichyeotdeon nareul ije
Allyeojugo sipeo
Naega gajin modeun geoseul
Ireoke gakkeumeun meomchwogandaedo
Swieogado
Nae ane naega itdamyeon
When this rain stops
Geunyang dasi sum swimyeon dwae
Jamsi meoreojin georimankeum
Naega dasi ttwieogamyeon dwae
Ije na
Dasi han beon nal deullyeojugi wihae
Breathe again
Oh neol arajugo sipeo
Nuguna gajin naeireul
Ireoke gakkeumeun meomchwogado dwae
Swieodo dwae
Maeume biga naeryeodo
When this rain stops
Geuttae dasi useumyeon dwae
بسیاری از روزهایی که وجود دارد
من احساس می کنم تنها هستم
اون چیزی که فکر من می دانستم
چنان نا آشنا
در آن زمان من به این تاریکی استفاده
من در نهایت متوجه شدم
بسیاری از چیزهای انتظار برای نور مثل من وجود دارد
که ما همیشه با هم بودند
[گروه کر]
می خواهم نگهت دارم
تمام چیزهایی که از تاریکی خسته
من می خواهم به آنها را تشخیص
هر کس یک فردا
گاهی اوقات شما می توانید مانند این را متوقف
میتوانی استراحت کنی
حتی زمانی که باران می افتد در قلب من
هنگامی که این باران متوقف می شود
شما میتوانید دوباره خنده
[آیه 2]
تنها پس از من آهسته یک گام
من می توانم بسیاری چیزها را ببینید
در این محل پنهان
انتظار برای من وجود دارد
بودند بسیاری صدای
[قبل از کر]
همه چیز در مورد شما در حال درخشیدن است
اگر شما به من یک بار دیگر به
من واقعا فکر می کنم آن را دوباره به حقیقت می پیوندند
[گروه کر]
من می خواهم به خودم نگه
من خیلی از تاریکی خسته بود
من می خواهم به خودم بگم
و همه چیز را که من
آن را خوب است برای متوقف کردن گاهی اوقات مثل این
نگاهی به یک استراحت
در صورتی که یک "من" در داخل وجود دارد
هنگامی که این باران متوقف می شود
من فقط می تواند دوباره نفس
[پل]
تا آنجا که من در این لحظه بدست
من فقط می تواند دوباره اجرا
در حال حاضر من به خودم اجازه دادم شنیده می شود
یک بار دیگر
دوباره نفس بکش
[گروه کر]
اوه من می خواهم به شما می دانید
هر کس یک فردا
گاهی اوقات ما می توانیم مثل این را متوقف
ما می توانیم
حتی زمانی که باران می افتد در قلب من
هنگامی که این باران متوقف می شود
ما فقط می تواند دوباره خنده